افتاده كنج يك قفس در كنار در

 

يك مشت روزنامه كهنه پر از خبر

 

يك عده مرده اند و خبر نا گهاني است

 

پير و جوان و مرد و زن و دختر و پسر

 

عكس تصادفي وسط يك بزرگراه

 

تصوير نعش له شده ي شانزده نفر

 

##

 

از اين ببعد مرگ خود شاعر است كه

 

در شعرش اتفاق مي افتد(شب سفر)

 

و حجم خرد و له شده ي يك اتو مبيل

 

بارد خون بر آينه و صندلي و در

 

تك سر نشين آن به خودش هم شبيه نيست

 

پاشيده است صورتش از هم ولي اگر _

 

او را بدون نام و هويت رها كنند _

 

او مي شود جنازه ي يك روح در بدر

 

##

آنشب كسي به چهره ي او فكر هم نكرد

 

تا اينكه دفن شد بدن او بدون سر

 

اينجاي شعر شاعر زنده كه مرده بود

 

پا مي شود دوباره ولي خسته و پكر _

 

و پرت مي كند به كناري مداد را

 

با چند روزنامه كهنه پر از خبر

 

 

              

           سيد حسين خليلي

 

 

با سلام خدمت همه دوستان باید بگم همه دوستان در صورت تمایل

 میتونن با ارسال دو شعردر مسابقه شعر شرکت کنن مسابقه در سه

 قالب کلاسیکُُ و آزاد و نیمایی برگزار میشه و هرشعر در قالب

 خودش بررسی خواهد شد ضمنا شاعران مذهبی سرا  میتونن با

ارسال دو شعر در هر کدوم از قالبها شرکت کنن که  در جای

خودش و جدا از باقی اشعار بررسی و در نهایت در هر قالب به سه

برگزیده جوایزی تعلق خواهد گرفت زمان ارسال آثار تا پایان

اردیبهشت سال ۸۵ هست و گروه داوری هنگام شروع داوری اعلام

خواهد شد.

 برای اطلاع دوستانی که سوال کردن باید بگم که شرکت توی مسابقه برای همه

دوستان شاعر آزاده ضمنا  برگزیدگانی که میتونن به مرکز برگزاری مراجعه کنن

 آثارشونو توی شب شعری که برگزار میشه قرائت خواهند کرد و جوایز دوستانی

 که نمیتونن حضور بهم برسونن براشون ارسال خواهد شد.

 

Osho_ahora@yahoo.comدوستان میتونن کارهاشونو به ایمیل من بفرستن 

 

--------------------------------------------------------------      

 

 

 

 

 

  

 

پاري وقتا كه دلتنگم و ملول، مثل امروز خودم ، دلمو ميدم به

 

تنهايي و خيال،گوسپند و رمه، اسب،ايل...

 

به اينكه دست بزرگ آسمون  .....

 

پاري وقتا كه دلتنگم و ملول، دوست دارم پياله ،پياله

 

با دخترك سياه موي شعرهام خلوت كنم.

 

 پياله،پياله زل بزنيم بهم.

 

 پياله ، پياله تنهائيمونو دق كنيم.

 

پاري وقتا ،....

 

دوست ندارم حرف بزنم .دوست دارم پیاله بكشم.

 

دوست دارم خستگيمو تو دهن بد بوي زندگيم خميازه بكشم.

 

پاري وقتا ....

 

 چقدر حقير،چقدر حقير.....

 

 

 

سال جدید رو به همه دوستان تبریک میگم و امید وارم که سال

خوبی برای همه شما  باشه.

من سفره هفت سین امسال رو با سرکوفت و سرنیزه و

سندان چیدم .سال سردیه نه جایی برای عاشق شدن هست

 نه دلی برای بستن نه دل و دماغش .

وقتی به پاپتی های توی خیابون فکر میکنی و  باید بقول یکی

 از دوستای خوبم به انتظار فرج بنشینی دیگه دل و دماغی هم

 اگه باشه توی جوب گند گرفته کنار پیاده روها گندش میزنه.

خستتون نکنم سال گندیه.برای امسال با یه کار از دلتنگیهای خودم

شروع میکنم.

 

 

 

....وايل گم شده بود

 

             در انتهاي كوچي نا خواسته،

 

در پس رويايي غبار آلود ،

 

ايل گم شده بود.

 

 

: سلام چشم انداز روبرو،

 

        ماديانهاي مست،

 

             دنبه هاي چرب،

 

                       سلام.

 

پياگَكَ ايل چادِرَ مه ئيدا.(1)       

 

و چكاد كوههاي پشت سر،

 

         رد پاي اشتران و آدمها

 

و شنهاي شور ،

 

          كه گواهند،

 

مردان تفنگ و اسب،

 

           فريبي را همسفر شدند.

 

 

و سياه مالهاي دشتهاي دور،(2)

 

                 اجاقهاي كور،

 

            و خاطراتي كه ماندند،

 

رانشي تلخ را

 

         به نظاره نشستند.

 

 

و نوايي،

 

كه تمامت ايل بود،

 

كه خود من بود،

 

كه همه روياهايم،

 

پياگَكَ ايل چادِرَ مه ئيدا.

 

 

 

1- مرد ايل چادرم را بر پا كن

 

۲-سیاه چادر(گویش کردی)