اسطوره
بخشي از مقاله اي با همين عنوان از من كه در مجله هنر و انديشه ونوشه بچاپ رسيد ببخشيد كارهاي تازه تر هنوز رو هنوز ويراستاري نكردم
اسطوره،
شعر،
نيما
نگرشي حماسي به جهان پيرامون ،ياديدگاهي آييني ؟
آيا بنا به گفته فرويد تنها گريزي براي ارضاي آرزوهاي
خفته بشري است ؟
فرهنگ لاروس اسطوره را برابر با ميتولوژي افسانه هايي كه از حوادث واقعي نشئت گرفته و جنبه تقدسي يافته اند معني كرده است.از آنجا كه انسان اوليه جهان را داراي روان ميداند و هر چيز متحرك مانند آب، آتش و غيره داراي روح و مانا محسوب شده در نزد او تقدس يافته و چند خدائي يا تعدد خدايگان بوجود ميايد .انسان اوليه براي بيان احساسات و عواطف از زباني بهره ميبرد كه بعدها بعنوان زبان سمبوليك معرفي ميشود و از نظر اريك فروم تنها زبان بين المللي است كه براي تمام نژادها فرا گرفتن آن الزامي است .
يونگ در تعريف اسطوره فرضيه كهن الگو را ارائه ميدهد كه بنا به اين تعريف كهن الگوها آفريينده اديان و فلسفه هايي هستند كه ملتها را مشخص كرده و در آنها تاثير ميگذارند.
شخصيت هاي اساطيري عموما ايزدانند بجز معدودي در شاهنامه كه ريشه حماسي نيز دارند . اما شخصيتهاي حماسي اصولا پهلوانان و شهريارانند.
حماسه بن ملي ،ميهني دارد در حالي كه اسطوره بن آييني داشته و بر همين مبنااز ذهن فراتر رفته و جنبه تقدسي يافته و تا امروزادامه مييابد تا جايي كه انسان امروز براي رهايي دست بدامان اسطوره ميزند مانند اسطوره شب كه سمبل تاريكي و غيره...كه بنوعي درشعر و نحو زبان امروزي شاعران نيز تاثير فراوان دارد.
تحول زبان شعري از شاعران مشروطه آغاز مي شود شعر اين دوره بر خلاف اشعار ماقبل خويش بدون هارموني و واقع گراست و سعي در بر هم زدن ذهنيت اجتماعي دارد شاعر اين دوره از چشم يار دل ميكند و سعي بر آن دارد تا با استفاده از سمبولها و آفرينش اسطوره ،خواه ملي،خواه آييني زمان خودش را بسرايد.در بيان استفاده اسطوره ميتوان از نيما نام برد.نيما با آگاهي از زمان خويش سعي در بر هم زدن ركود ذهني ايراني ميكند.
و در اين راستا حتي به اسطوره سازي نيز ميپردازد .مانند
شب، صبح ، فقر ، ناقوس ،مرغ آمين و... غيره .
باد شديد ميدمد و سوخته است مرغ
خاكستر تنش را اندوخته است مرغ
بس جوجه هايش از دل خاكسترش بدر
ققنوس قطعنامه شعري نيماست .سمبل ايثار است كه با گذشتن از خودش جوانان فردا را بارور ميكند.
قوقولي قو خروس ميخواند
گرم شد از دو نوا گر او
سردي اور شب زمستاني
يا اينكه
دينگ دانگ بي گمان
نادان تر آن كسان
زبيم تيغ دشمن را تيز ميكنند
خروس و ناقوس اسطوره هاي آگاهي هستندو سكوت نيم شبان را ميشكنند.
و همه اينها جزئي از تاثير اسطوره در زبان و ادبيات امروز بشمار ميرود. شاعر در شناساندن يا اميد رهايي دست بدامان اسطوره ميزند و شخصيتهاي اساطيري در
نا خود آگاه جمعي انسان امروز جاي خوش ميكند.
منابع:
بينش اساطيري در شعر فارسي- بهزاد رشيديان
زندگي و هنر نيما – سيروس طاهباز
در باره شعر و شاعري – سيروس طاهباز
انسان و سمبولهايش – گوستاو يونگ
اساطير ايران – مهرداد بهار
باید برای دوستان خوبم بگم از اونجا که اشعار برای مسابقه به حد نصاب نرسید
مهلت ارسال تا پایان مهر تمدید شد .