نوبت خواندن كارهاي شهير عزيزه بايد بگم شهير وسعت قلم خوبي داره،تصاوير خوبي هم توي ذهنش داره،انديشه مداره.كارهاي شهير را در دو بخش ميخونيم نظرات وبلاگ را ميذاريم بعد از اظهار نظر خوانندگان، مايلم همه دوستان نظرهاشون را بنويسن تا بعداً از قسمت اظهار نظر در بخش سوم كه بررسي اشعار شهير عزيزه توي وبلاگ بياد و اميدارم اظهار نظرهاي خوبي بخونيم .

 

 بخش اول

 

اين قلم ها كه به خاك افتادند

همه در بند دو خط فريادند

درد، كمبود ورق كاغذ نيست

مطلب اين نيست كه انشا دادند

آي آقاي معلم بنويس

بنويس آينه ها آزادند

تا نخوردي سر خط كش بنويس

بنويس آب به بابا دادند

بنشين دست به سينه كه كتاب

دفتر و مدرسه بي بنيادند

اين همه قصه نوشتند آخر

باز هم آب به بابا دادند

با همه وسعت اين تخته سياه

آب و بابا همگي بر بادند       

 

 

 

گر چه در ظاهر هر پنجره اي لطف و صفااست

پشت اين پنجره ها  ، زوزه بادي تنهاست

 

گول چشم تر اين پنجره ها رانخوريد

اشك شيشه فقط از ترس ظهور سرمااست

 

ماه و خورشيد همه شيشه نوازند ولي

باد تا آخرسرماي زمستان با ماست

 

بشكن اي پنجره بگذار كه بادي بوزد

بيش از اين ماندن تو مانع پژواك صدااست

 

                                                  

 

گرم است هوا ،چرا تو سردي بابا ؟

در فكر كدام كهنه دردي بابا ؟

 

باباي همه سرخ و سفيد و آبي

اما تو هميشه زرد زردي بابا !!!

 

ديروز كه باد مادرم را پژمرد

چشمان تو خيس ! گريه كردي بابا ؟

 

امروز بهار مادرم را كشتند

با باد ستم، مگر چه كردي بابا  ؟

 

پاييز، تمام بادها منتظرند

يكوقت به خانه برنگردي بابا !!!

 

با تو غم دنيا ،غم   بادومادر

با اين همه غم چقدر مردي بابا !

 

                                      (   شهیر کنعانی )    ادامه در آپدیت بعد